​استاد محمد شجاعی

علامت عشق به امام حسین (علیه السلام) انتخاب سبک زندگی حسینی است
سبک زندگی هرکس نشان می دهد که او در حقیقت می خواهد به چه کسی شبیه شود و به کجا برود. سبک زندگی امام حسینی، یعنی شبیه شدن به زندگی امام حسین (علیه السلام).
زندگی امام حسین این ویژگی را دارد که حیات طیبه و همه جلوه های حیات زندگی را متبلور می کند و هرکس به آن علاقمند شد، از هر سبک زندگی به جز سبک زندگی امام حسینی و خانواده آسمانی­ متنفر می ­شود. بنابراین، مومن باید قیمت خودش را بداند. مومن دوست ندارد سبک زندگی غیر از سبک زندگی امام حسین (علیه السلام) انتخاب کند.
در قاعده عشق و جنون، هدیه دادن به یکدیگر، نشانه ی دوست داشتن و علاقه است که باید توام با راستی و صداقت باشد.
کسی که در دنیا معیت و همراهی با خانواده آسمانی و اصلی خودش ندارد، در آخرت نمی تواند با آنها باشد. پس باید معیت را در این دنیا کسب کنیم.
لذا انسان مؤمن در زیارت عاشورا از خدا چنین طلب کرده و زمزمه می کند: «اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیاىَ مَحْیا مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتى مَماتَ محمّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ=خدایا زندگی و مردن مرا مثل زندگی ومردن محمد وآل محمد قرار بده».  این زمزمه آرام آرام در لحظه های زندگی و محیایش جاری می شود. این مربوط به دل عاشقی است که سنخیت با اهل بیت دارد و چون به آنها عشق دارد، سبکی زندگی آنان را انتخاب می کند.
در مباحث انسان شناسی گفتیم که «قیمت هر انسانی در گرو انتخاب های اوست و رشد هر انسانی، براساس انتخاب های او شکل می گیرد. پس مجموعه انتخاب‌های هر فرد، سبک زندگی خاصی را برای او رقم می‌‏زنند. انتخاب هایی که انسان در لباس، غذا، همسر، رشته تحصیلی، محل زندگی و چیزهای دیگر دارد، همه نشان دهنده سنخیت و شباهت او به همان انتخاب هاست.
یکی از عوامل موثر در انتخاب‌های انسان، نوع «غذا»یی است که می خورد. این که انسان در انتخاب هایش به کدام سمت می رود و چه چیزی را انتخاب می کند، بسته به غلبه نوع غذاهایی است که قبلاْ استفاده کرده است.
اثر خوراک های انسان در انتخاب هایش یکسان نیست و هر نوع غذایی اثر مربوط به خود را برجای می گذارد. گاهی انتخاب انسان حسی است؛ مثل زیاده روی در مصرف غذا، گاهی گیاهی، گاهی خیالی و گاهی عقلی است. اما مهمترین انتخاب، انتخاب فوق عقلی و انسانی است. انسان همیشه در کشمکش بین این ۵ گزینه در می ماند که کدامش را انتخاب کند. بنابراین، هر چه خوراک بخش«فوق عقلی» انسان بیشتر باشد، روح انسانی قوی تری پیدا می کند.
انسان در لحظه به لحظه ی زندگیش، انتخاب هایی می کند که سعادت یا شقاوت خود را رقم می زند. یعنی شانس و اتفاقی درکار نیست. اما این که انسان چه سبکی از زندگی را انتخاب کند، بستگی به این دارد که مثلا در غذا خوردن، نفس او چه نوع خوارک هایی را دریافت کرده است. بر این اساس، غذاها نقشی تعیین‏‌کننده ای در ساختار سبک زندگی انسان دارد.
اینکه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: «امت من بصورت ده نوع حیوان محشور می شود»، نشان دهنده آن است که همه نمی توانند انتخاب های انسانی کنند. هرچندکه مسلمان هستند، اما گرایش و کشش آنها به سمت کمالات انسانی نیست.

کلیدواژه ها: امام حسین, سبک زندگی, عشق

موضوعات: اخلاق
   یکشنبه 10 تیر 1397نظر دهید »

دکتر مرتضی آقا تهرانی تعریف می کند که: وقتی در «مؤسسه اسلامی نیویورک» مشغول فعالیت بودم روزی دختر جوانی آمد که می خواست مسلمان شود؛ گفتم برای پذیرفتن اسلام، ابتدا باید خوب تحقیق کنید بعد اگر به این نتیجه رسیدید که دین اسلام دین حق است می توانید مسلمان شوید. او رفت و شروع به مطالعه کرد. در این بین چندین بار دیگر به من مراجعه کرد و در نهایت با ناراحتی گفت: «اگر مرا مسلمان نکیند من می روم و در وسط سالن داد می زنم و می گویم: من مسلمانم!»
گفتم حالا که در پذیرفتن اسلام مصمم شده اید فردا که روز میلاد است بیایید تا در طی مراسمی تشرف شما انجام شود. روز بعد، در بین مراسم گفتم این خانم می خواهد امروز به دین مبین اسلام مشرف شود. یکی از حضار گفت: «لابد این دختر عاشق یک پسر مسلمان شده و چون دین ما اجازه ازدواج او را نمی دهد می خواهد به صورت صوری مسلمان شود.» گفتم: «از صراحت لهجه شما متشکرم! ولی این طور که شما گفتید نیست زیرا او در مورد حقانیت اسلام، مطالعه گسترده ای داشته است. به عنوان مثال در عقاید اسلامی چیزی به نام «بداء» هست که می دانم هیچ کدام از شما چیزی از آن نمی دانید ولی این دختر خانم می داند، به هر حال او در آن مراسم مشرف به اسلام شد. خانواده وی که مسیحی بودند با دیدن حجاب او، شروع به آزار و اذیت او کردند. این آزار و اذیت ها روز به روز بیشتر می شد به حدی که مجبور شدم با حضرت «آیه الله مظاهری» تماس گرفته و جریان را با ایشان در میان گذارم. ایشان فرمودند: «آیا احتمال خطر جانی وجود دارد؟» گفتم: «بی خطر هم نیست.» فرمودند: «پس شما به ایشان بگویید می تواند روسری خود را بردارد.» ماجرا را به آن خانم ابلاغ کردم و گفتم: «می توانید روسری خود را بردارید.» او پرسید: «آیا این حکم اولیه است یا حکم ثانویه است و به خاطر تقیه صادر شده است؟» گفتم: «نه! حکم ثانویه است و به خاطر تقیه صادر شده است.» گفت: «اگر روسری خود را بر ندارم و به خاطر حفظ حجابم کشته شوم آیا من شهید محسوب می شوم؟» گفتم: «بله!» گفت: «والله روسری خود را بر نمی دارم هر چند در راه حفسظ حجابم جانم را از دست بدهم.»

البته بعد از این ماجرا خانواده او نیز با مشاهده رفتار بسیار مؤدبانه دخترشان از این خواسته صرف نظر کردند.

کلیدواژه ها: حجاب

موضوعات: حجاب
   چهارشنبه 23 خرداد 13973 نظر »

مفهوم بهشت برزخی

«عَبْدُاللَّه بن سِنان» يكى از ياران امام صادق(ع) ماجراى شنيدنى زير را چنين بيان مى دارد:«از امام صادق(ع) پرسيدم: نهر كوثر چيست؟حضرت توضيحاتى داد؛ سپس فرمود: آيا دوست دارى آن را ببينى؟گفتم: فدايت شوم؛ آرى. فرمود: دستم را بگير تا از اين شهر بيرون رويم.امام پايش را به زمين كوفت؛ در اين هنگام، پرده ملكوتى كنار رفت و عالم برزخى نمايان شد. وقتى چشم گشودم، نهرى بسيار بزرگ ديدم كه آغاز و پايانش پيدا نبود. از چشمه هاى آن، آب و شير سفيدتر از برف و شراب نيكوتر از ياقوت روان بود.گفتم: فدايت شوم؛ اين نهر و چشمه ها از كجا مى آيند(و به كجا مى ريزند)؟فرمود: اين از چشمه هايى است كه خداى تعالى در قرآن نويدش را داده است: چشمه اى از آب، چشمه اى از شير، چشمه اى از شراب.در كنار آن نهر، درختهايى ديدم كه زيرسايه آنها حوريانى گيسو به سرآويخته، آرميده بودند كه هرگز بدين زيبايى كسى را در دنيا نديده بودم!حضرت به يكى از آنها اشاره فرمود(آب بده!) آن ماهرو، قدحى از آب پر كرد. حضرت، ظرف آب را از او گرفت و به من داد. هرگز ظرفى به آن زيبايى نديده بودم و شربتى به آن گوارايى نچشيده بودم!گفتم: فدايت شوم؛ چنين چيزهايى را نه ديده بودم و نه تصورش را مى كردم.حضرت فرمود: «اين كمترين چيزهايى است كه خداوند به پيروان ما نويدش را داده است و مؤمن هرگاه بميرد، او را به اين محل آورند. در باغستانهاى اطراف، گردش مى كند و از شرابهاى اينجا مى آشامد»

 «بحار الانوار»، ج 6، ص 287



کلیدواژه ها: بهشت برزخی

موضوعات: حدیث
   چهارشنبه 23 خرداد 1397نظر دهید »

#حجاب_عفاف_زن #شهید_مطهری #کتاب_مسئله_حجاب
تاریخچه حجاب

اطلاع من از جنبه تاریخی کامل نیست. اطلاع تاریخی ما آنگاه کامل است که بتوانیم
درباره همه مللی که قبل از اسلام بودهاند اظهار نظر کنیم. قدر مسلم اینست که قبل از
اسلام در میان بعضی ملل حجاب وجود داشته است.
تا آنجا که من در کتابهای مربوطه خواندهام در ایران باستان و در میان قوم یهود و احتمالا
در هند حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون اسلام آمده سختتر بوده است. اما در
جاهلیت عرب حجاب وجود نداشته است و به وسیله اسلام رد عرب پیدا شده است.
ویل دورانت در صفحه 30 جلد 12 ” تاریخ تمدن ” ( ترجمه فارسی ) راجع به قوم یهود و
قانون تلمود مینویسد:

” اگر زنی به نقض قانون یهود میپرداخت چنانکه مثلا بی آنکه چیزی بر سر داشت به
میان مردم میرفت و یا در شارع عام نخ میرشت یا با هر سنخ ی از مردان درد دل میکرد
یا صدایش آنقدر بلند بود که چون در خانهاش تکلم مینمود همسایگانش میتوانستند سخنان او را بشنوند، درآن
“.
صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهریه اورا طلاق دهد

حجابی که در قوم یهود معمول بوده است از حجاب اسلامی چنانکه بعدا شرح خواهیم داد
بسی سختتر و مشکلتر بوده است.
در جلد اول ” تاریخ تمدن ” صفحه 552 راجع به ایرانیان قدیم میگوید:

در زمان زردشت زنان منزلتی عالی داشتند، با کمال آزادی و با روی گشاده در میان

مردم آمد و شد میکردند… “

آنگاه چنین میگوید:
پس از داریوش مقام زن مخصوصا در طبقه ثروتمندان تنزل پیدا کرد. زنان فقیر چون

برای کار کردن ناچار از آمد و شد در میان مردم بودند آزادی خود را حفظ کردند ولی در
مورد زنان دیگر، گوشهنشینی زمان حیض که برایشان واجب بود رفته رفته امتداد پیدا کرد
و سراسر زندگی اجتماعیشان را فرا گرفت، و این امر خود مبنای پردهپوشی در میان
مسلمانان به شمار میرود. زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند که جز در تخت
 روان روپوش دارد از خانه بیرون بیایند، و هرگز به آنان اجازه داده نمیشد که آشکارا با
مردان آمیزش کنند. زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردی را ولو پدر با برادرشان باشد
ببینند. در نقشهائی که از ایران باستان بر جای مانده هیچ صورت زن دیده نمیشود و نامی
از ایشان به نظر نمیرسد… “
چنانکه ملاحظه میفرمائید حجاب سخت و شدیدی در ایران باستان حکمفرما بوده، حتی
پدران و برادران نسبت به زن شوهردار نامحرم شمرده میشدهاند.


موضوعات: حجاب
   سه شنبه 22 خرداد 13972 نظر »

#چادر

چادر به معنی نوعى پوشش براى زن که تمام بدن را مى‌پوشاند و نیز به معنی خیمه میباشد. از چادر به معناى اوّل به مناسبت در باب صلات سخن رفته است.

در باره ریشه این‌ واژه‌ آرای‌ متفاوتی‌ اظهار شده‌ است. از جمله‌ اینکه‌ ممکن‌ است‌ از ریشه chad سنسکریت‌ به‌ معنای‌ پوشاندن‌ باشد.

 واژه چادر در زبان‌ پهلوی‌ نیز وجود داشته‌ است‌
، چنان‌که‌ بنا بر متنِ پهلوی روایت‌ امید اَشَوَهیشتان‌، که‌ در قرن‌ چهارم‌ هجری‌ تدوین‌ شده‌، یکی‌ از سرپوش‌های‌ زنان‌ زردشتی‌ چادر (adurČ) بوده‌ است.
دورفر که‌ در باره احتمال‌ فارسی‌ یا ترکی‌ بودن‌ ریشه این‌ واژه‌ بحث‌ کرده‌، دلایل‌ مطرح‌ شده‌ را برای‌ پذیرش‌ قطعی‌ هیچ‌یک‌ از این‌ دو نظر، کافی‌ ندانسته‌ است، واژه چادر، به‌ شکل‌ معرّب‌ شَوذَر، به‌ عربی‌ راه‌ پیدا کرده‌ است‌،
 اما عرب‌زبانان‌ بیشتر، واژه‌های‌ دیگری‌ چون‌ مُلایه‌/ مُلاءَه، اِزار، عَبایه‌/ عباءَه و حِبْرَه‌ را برای‌ رساندن‌ معنای‌ چادر به‌کار می‌برند
در برخی‌ آثار برجای‌ مانده‌ از دوره هخامنشی‌، همچون‌ نقش‌برجسته‌ای‌ در اِرگلی‌ (در شمال‌غربی‌ آناطولی‌ )، نقش‌ پارچه‌ای‌ در پازیریک‌ و نیز در نقش‌ برخی‌ مُهرهای‌ یونانی‌ ـ ایرانی‌، پوشش‌هایی‌ شبیه‌ چادر امروزی‌ دیده‌ می‌شود.
برخی‌ مجسمه‌های‌ بر جای‌ مانده‌ از دوره اشکانی‌، زنان‌ را در پوششی‌ شبیه‌ چادر، که‌ بر روی‌ عمامه‌ای‌ قرار گرفته‌ است‌، نشان‌ می‌دهد.
 پوشش‌ سر زنان‌ در تصاویر منقوش‌ بر یک‌ بشقاب‌ نقره‌ای‌ ساسانی‌ را نیز چادر خوانده‌ است.

کلیدواژه ها: ایران, حجاب, چادر

موضوعات: حجاب
   سه شنبه 22 خرداد 1397نظر دهید »

1 3 4 5

مرداد 1397
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    
بسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ به نام خداوند بخشنده مهربان اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن خدایا، ولىّ‏ ات حضرت حجّه بن الحسن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی که درودهاى تو بر او و بر پدرانش باد هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ در این لحظه و در تمام لحظات وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ و راهنما و دیدبان باش، تا او را به صورتى طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا" که خوشایند اوست ساکن زمین گردانیده، و مدّت زمان طولانى در آن بهره‏مند سازى
جستجو
 
دانلود مجلات فناوري اطلاعات